چشم ب راه...

روز هایم همه در غم فراق تو سوخت

 

 

شب هایم همه در حسرت تو جان دادن

 

اما تو نخواهی دانست یک لحظه از درد مرا

 

حتی ندانی یک شب بیداری ام را از فراق

 

زندگیم در حسرت نبود تو

 

تنم در حسرت آغوش تو

 

دست هایم در حسرت نبود تو

 

با اینکه نخواهی دانست

 

اما

 

عاشقانه هایم همه تقدیم به تو

 

کفر نگویم ولی

 

خدایی هم با خبر نخواهد شد

 

از این راز مگو

 

مینشینم اینجا

 

تا که شاید

 

قاصدکی از تو رسد

 

چشم به راهت خواهم ماند

 

تا جنت الماوا

 

/ 0 نظر / 8 بازدید